تلفن تماس ۲۶۷۱۲۳۳۷-۰۹۱۲۱۲۱۱۲۹۴

ایمیل info@karafeed.com

ساعت کاری ۹ الی ۱۷

هنر غذا: آیا آشپزی هنر است؟

هنر غذا

کدام یک از گزینه های زیر اثر هنری هستند؟

لبخند ژکوند داوینچی؟

سمفونی نهم بتهوون؟

شاهنامه حکیم فردوسی؟

قورمه سبزی؟

در مورد سه گزینه‌ی اول تقریبا کسی تردیدی به خود راه نمی‌دهد. اما گزینه‌ی چهارم چالشی‌ست که در دهه‌های اخیر منتقدان هنر و زیبایی‌شناسی را درگیر خود کرده. البته نه خود قورمه سبزی، بلکه این سوال که آیا آشپز یک هنرمند و غذا یک اثر هنری محسوب می‌شود؟ در ادامه چند استدلال‌ با رنگ و لعاب فلسفی حول هنر غذا و آشپزی به عنوان هنر را بررسی می کنیم.

ماندگاری و زوال اثر هنری

منتقدانی که مخالف تلقی غذا به عنوان یک اثر هنری هستند روی موضوع ماندگاری انگشت می‌گذارند. این‌که یک اثر هنری می‌بایست فارغ از زمان خلق آن به حیات خود ادامه دهد. از نظر این دسته سمفونی نهم بتهوون، مجسمه داوود میکل آنژ، لبخند ژکوند داوینچی و ... اثر هنری محسوب می‌شوند اما "چطور می‌شود املتی را که در عرض چند دقیقه آماده و ناپدید می‌شود اثر هنری نامید!؟"

"هنر غذا؟ بسیار شرم‌آور است اگر غذایی که بلعیده و در اسید معده‌ی ما غوطه‌ور می‌شود و سرانجام آن آبریزگاه است را هنر تلقی کنیم!"

اما در مقابل مدافعان هنر آشپزی بر این باورندکه اساسا داوری به این شکل منصفانه نیست. این عده آشپزی را با هنرهای اجرامحور قیاس می‌کنند:

"زیبایی حقیقی بسیاری از سبک‌های موسیقی نظیر جاز و حتی تئاتر در زمان اجرای آنها نمود پیدا می‌کند"

یا این‌که از دیدگاهی تجربه‌گرایانه به این موضوع نگاه می‌کنند:

"با هربار دیدن یا شنیدن یک اثر هنری احساس و تجربه‌ای متفاوت از دفعه قبل به ما دست می‌دهد"

همانطور که قطعات موسیقی از سازبندی‌ها و هارمونی خاص خود تبعیت می‌کنند، غذاها نیز دارای مواد تشکیل دهنده مربوط به خود هستند که با هر بار تولید، به ثبات آنها در گذر زمان کمک می‌شود.

در نهایت اگر سمفونی نهم بتهوون را یک نسخه‌ی اصلی تصور کنیم که ماندگاری آن وابسته به اجراهای متعدد توسط نوازندگان مختلف است، طبخ دوباره و دوباره‌ی قورمه سبزی هم بمثابه اجراهای متعددی از دستورپخت اولیه، ماندگاری آن را تضمین کرده است.

هنر غذا
هنر غذا

معنای غذا

" غذا نمی‌تواند حامل معنی و مفهوم باشد"

منظوراز این عبارت این نیست که غذا خوردن کار بیهوده‌ایست یا اگر مثلا محبوب شما برایتان شکلات بیاورد، آن شکلات حامل مفهوم عشق نیست.  نکته این است که به نظر این منتقدان معنا در خود غذا نیست بلکه در حواشی پیرامون آن غذا، ژست‌ها، کلمات و خاطراتی‌است که ما خود به غذا منتسب کرده‌ایم. به عبارت دیگر غذا به‌خودی خود و در بطن آن فاقد مفهومی مشخص است و بسته به زمان، مکان و شرایطی که در آن صرف می‌شود برداشتهای مختلفی از معنی آن شکل می‌گیرد.

 موافقان آشپزی به عنوان هنر پاسخ می‌دهند که یک نقاشی یا مجسمه نیز به صدها شکل متفاوت می‌توانند تفسیر شوند و دلیلی ندارد غذا را گنگ و اثر موسیقایی را گویا بپنداریم.

لذت اثر هنری

شما از چه چیز یک موسیقی لذت می برید؟ در دیدن یک نقاشی چه چیز خوشایندی هست که از آن یک تجربه هنری می سازد؟ یک شاهکار معماری از چه طریق درک می شود؟

موسیقی وابسته به حس شنوایی و نقاشی منوط به بینایی است؛ و در این دو حس چه فضیلتی هست که در حس چشایی نیست؟؟

اگر لذت بصری و لذت شنیداری دروازه هایی به تجربه‌ی هنری هستند، چه دلیلی وجود دارد که حس چشایی یک دریچه به چنین تجربه‌ای نباشد؟

اگر ظرافت هنر معماری به برانگیختن تجربه‌ای سه بعدی علاوه بر تجربه‌ی دیداریست، هنر آشپزی هم به جز حس چشایی و بویایی با ابعاد پنهان دیگری از وجود انسان درگیر می شود: حس سبکی و سنگینی، نشاط و رخوت، تنوع، بی نیازی و .... .

واقعیت این است که لذت‌های نهفته در غذا، راههای زیادی به سمت هنر به ما نشان می دهند.

هنر آشپزی
هنر غذا

 

 

***

شما در مورد کار آشپزی و دستپختتان چه حسی دارید؟ شغل؟ تکلیف؟ عادت؟

اگر با طیف بزرگی از مواد غذایی آشنا هستید، از تکنیک‌های آشپزی سر در می‌آورید و از همه مهمتر می توانید ذهنیت خود را در قالب غذایی منحصربفرد، با طعم و عطر و ظاهری که مخاطب شما را برای لحظاتی از این دنیای پرهیاهو فارغ کند محقق کنید، بی هیچ تردیدی به خودتان به عنوان یک هنرمند ببالید.

***

کارافید یک حرکت نو نه در زمینه‌ی غذای شرکتی، بلکه در مسیر تطبیق غذا با نیازهای روح انسان است. انسانی که در قالب یک کارمند، شاید به ناچارگرایش خود به زیبایی و هنر را سرکوب کند، اما هرگز آن را فراموش نمی کند. هنر غذا و آشپزی به عنوان هنر، یکی از محورهای اصلی تفکر کارافید در تغییر حس و حال دنیای کارمندی است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 4 =